پس بود و نبودم فرقی نمی کنه
با همتونم قهرم
خبر
پس بود و نبودم فرقی نمی کنه
با همتونم قهرم
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داریم مال من
اون روزهای عاشقونه مال تو
این شبهای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه؟
بر سر دوراهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودند همه قصه همین بود
میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارم ومثل تو تنهای تنها
هرچی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داریم مال من
اون روزهای عاشقونه مال تو
این شبهای بی قراری مال من
ياد برديم نيست شديم به سياهي سلامي روشن كرديم
زندگي را به شرط مرگ پذيرفتيم
رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا
با اشک های دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود یکباره راز ما
رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش زمن مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
(شاملو)
|
کوچهها |
| ||
|
|
باريکن |
| |
|
|
دُکّونا |
| |
|
|
بستهس، | ||
|
خونهها |
| ||
|
|
تاريکن |
| |
|
|
تاقا |
| |
|
|
شيکستهس، | ||
|
از صدا |
| ||
|
|
افتاده |
| |
|
|
تار و |
| |
|
|
کمونچه | ||
|
مُرده |
| ||
|
|
ميبرن |
| |
|
|
کوچه به |
| |
|
|
کوچه... | ||